Tuesday 26 October 2021
کد خبر : 3441
تاریخ انتشار : شنبه 31 جولای 2021 - 7:22
- بازدید

دانلود رمان یکبار نگاهم کن

دانلود رمان یکبار نگاهم کن pdf,دانلود رمان یکبار نگاهم کن جلد دوم,دانلود رمان یکبار نگاهم کن apk,دانلود رمان یکبار نگاهم کن جلد اول,دانلود رمان یکبار نگاهم کن جلد سوم,دانلود رمان یک بار نگاهم کن جلد دوم pdf,دانلود رمان یک بار نگاهم کن پی دی اف,دانلود رمان یک بار نگاهم کن برای اندروید رمان یکبار نگاهم کن رمان عاشقانه ای است از دونفر که زندگی برایشان […]

دانلود رمان یکبار نگاهم کن pdf,دانلود رمان یکبار نگاهم کن جلد دوم,دانلود رمان یکبار نگاهم کن apk,دانلود رمان یکبار نگاهم کن جلد اول,دانلود رمان یکبار نگاهم کن جلد سوم,دانلود رمان یک بار نگاهم کن جلد دوم pdf,دانلود رمان یک بار نگاهم کن پی دی اف,دانلود رمان یک بار نگاهم کن برای اندروید

رمان یکبار نگاهم کن رمان عاشقانه ای است از دونفر که زندگی برایشان عشق شده است و در جنون عشق غرق شدند و گویی با پروردگار راز و نیاز میکنند این رمان زیبا را میتوانید در ادامه مطلب از سایت نکس لود دانلود کنید .

توضیحات درباره رمان :

دوستان متاسفانه الان رمان های زیادی آمده اند که ما نمیتوانیم به همین سادگی آن ها را برای شما تهیه و تنظیم کنیم . امروزه رمان های زیادی مثل رمان لباسمو در اورد دانلود رمان خانه من و یا رمان تمنا به دنبال شوهر رمان رضا امیرخانی رمان همکارم میشی دانلود رمان فرشته من و رمان های زیادی که جستجو میشوند ولی فایل آن ها قابل دانلود نیست چون هنوز در اینترنت قرار نگرفته است .

شما این رمان هارو از کانال های تلگرامی میتوانید تهیه کنید و آن ها برای اولین بار این رمان هارو منتشر میکنند و در اینترنت نمیتوانید این رمان هارو پیدا کنید و بسیار سخت بدست می آید ولی سایت نکس لود تمام سعی خودشو میکنه که بتونه این رمان رو برای شما اهالی رمان تهیه کنه . از شما دوستان تقاضا دارم اگه این رمان رو دارین توی نظرات برای ما بفرستین تا ما داخل سایت بزاریم بقیه دوستان نیز استفاده کنند .

دانلود رمان یک بار نگاهم کن pdf از baran amad با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان baran amad میباشد

موضوع رمان :عاشقانه

خلاصه رمان یک بار نگاهم کن

در مورد دختری ۱۵ ساله است به نام ترنج که شیفته دوست برادرش ارشیا میشه

اما ارشیا اصلا اونو جز ادم ها حساب نمیکنه …صدای فریاد بابا واقعا از جا پروندم.

برو تو اتاقت همین الان.اصلا باورم نمیشد بابا جلوی کل فامیل اینجوری سرم داد بزنه.

آقای مهرابی بابای ارشیا خواست پا در میونی کنه که…

“رمان یک‌بار نگاهم کن” در مورد دختری ۱۵ ساله به نام ترنج است که شیفته دوست برادرش ارشیا شده اما ارشیا اصلا اونو جز آدم حساب نمیکنه …
صدای فریاد بابا واقعاً از جا پروندم. برو تو اتاقت همین الان. اصلاً باورم نمی‌شد بابا جلوی کل فامیل اینجوری سرم داد بزنه. آقای مهرابی بابای ارشیا خواست پا در میونی کنه که بابا گفت: مرتضی خواهش می‌کنم.

این بار باید باش جدی برخورد کنم. دیگه شورشو در آورده. بعد همانطور که غضبناک به من نگاه می‌کرد گفت: وقتی ادای بچه‌ها رو در میاری پس باید مثل بچه‌ها تنبیه بشی، نه یک دختر پونزده ساله. سرم پائین بود. عصبی شده بودم و برعکس همه دخترای دیگه که توی این موقعیت گریه می کنن و خالی می شن من باید حتماً داد می‌کشیدم تا آروم شدم. ماکان پشیمون از دهان لقی که کرده بود سر به زیر نشسته بود. ارشیا هم طبق معمول دست به سینه به نمی دونم چی روی میز زل زده بود. نمی دونم چرا می‌خواستم سر ارشیا داد بزنم.

در حالی که بالا سر اون بدبخت اومده بود. شاید چون بابا بخاطر کاری که با اون کردم اینجور دعوام کرده بود. بابا دوباره داد زد: گفتم تو اتاقت تا آخر مهمونی حق نداری بیای پائین. کل بچه‌ها ساکت نشسته بودن. کسری پسر عموم که خود شام پایه کار من شده بود با کلی عذاب وجدان نگام می‌کرد. بدون اینکه به کسی نگاه کنم صاف رفتم طرف پله‌ها و رفتم تو اتاقم و در و تا اونجایی که می‌شد محکم به هم کوبیدم. یا باید داد می‌زدم یا یه چیزی و می‌شکستم تا آروم شدم. وگرنه داغون می‌شدم.


نویسنده: ناشناس

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 311

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی


لینک دانلود کتاب

معرفی کتاب رمان یک بار نگاهم کن

کتاب رمان یک بار نگاهم کن درباره‌ی دختر 15 ساله‌ای به نام ترنج است که شیفته‌ی دوست برادرش ارشیا می‌شود؛ اما ارشیا اصلاً او را آدم حساب نمی‌کند.

در بخشی از کتاب رمان یک بار نگاهم کن می‌خوانیم:

صدای فریاد بابا واقعاً از جا پروندم. برو تو اتاقت همین الان. اصلاً باورم نمی‌شد بابا جلوی کل فامیل اینجوری سرم داد بزنه. آقای مهرابی بابای ارشیا خواست پا در میونی کنه که بابا گفت: مرتضی خواهش می‌کنم. این بار باید باش جدی برخورد کنم. دیگه شورشو در آورده. بعد همانطور که غضبناک به من نگاه می‌کرد گفت: وقتی ادای بچه‌ها رو در میاری پس باید مثل بچه‌ها تنبیه بشی، نه یک دختر پونزده ساله. سرم پائین بود. عصبی شده بودم و برعکس همه دخترای دیگه که توی این موقعیت گریه می‌کنن و خالی می‌شن من باید حتماً داد می‌کشیدم تا آروم شدم.

ماکان پشیمون از دهان لقی که کرده بود سر به زیر نشسته بود. ارشیا هم طبق معمول دست به سینه به نمی‌دونم چی روی میز زل زده بود. نمی‌دونم چرا می‌خواستم سر ارشیا داد بزنم. در حالی که بالا سر اون بدبخت اومده بود. شاید چون بابا بخاطر کاری که با اون کردم اینجور دعوام کرده بود. بابا دوباره داد زد: گفتم تو اتاقت تا آخر مهمونی حق نداری بیای پائین. کل بچه‌ها ساکت نشسته بودن. کسری پسر عموم که خود شام پایه کار من شده بود با کلی عذاب وجدان نگام می‌کرد. بدون اینکه به کسی نگاه کنم صاف رفتم طرف پله‌ها و رفتم تو اتاقم و در و تا اونجایی که می‌شد محکم به هم کوبیدم. یا باید داد می‌زدم یا یه چیزی و می‌شکستم تا آروم شدم. وگرنه داغون می‌شدم.

کلمات کلیدی: دانلود رمان رایگان، رمان، دانلود رمان، دانلود رمان جدید، رمان جدید، دانلود pdf رمان، رمان ایرانی pdf، رمان pdf، دانلود رمان ایرانی، pdf عاشقانه، دانلود رایگان رمان عاشقانه، رمان جدید عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه جدید، دانلود رمان عاشقانه، رمان عاشقانه، دانلود کتاب عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه ایرانی، رمان عاشقانه، دانلود رمان، رمان عاشقانه ایرانی، دانلود رمان اجتماعی، رمان اجتماعی، رمان اجتماعی ایرانی، دانلود pdf رمان این حقم نیست، دانلود پی دی اف رمان این حقم نیست، دانلود رایگان رمان این حقم نیست، دانلود رمان این حقم نیست، دانلود رمان این حقم نیست، دانلود رمان این حقم نیست با لینک مستقیم، دانلود رمان این حقم نیست برای موبایل، رمان این حقم نیست، رمان این حقم نیست، pdf رمان این حقم نیست کامل،

منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 5.00
[ 1 رای ]
ارسال نظر شما
انتشار یافته : 0 در انتظار بررسی : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات